پنجمین بروشور گروه منتشر شد


مجموعه بروشورهای علمی گروه زیست شناسی استان خراسان رضوی

شماره5- بهمن ماه91

اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی

گروه تکنولوژی و گروهای آموزشی متوسطه

گروه زیست شناسی

گروه زیست شناسی ناحیه یک

عصب واگ

 

عصب واگ طولانی‌ترین عصب مغزی است که از ساقه مغز تا اندام‌های داخلی شکم ادامه می‌یابد

عصب واگ عصب دهم جمجمه‌ای از 12 عصب مغز است.

در اغلب اوقات، شما متوجه اعمال اعصاب واگ راست و چپ که جزئی از دستگاه عصبی خودکار هستند، نمی‌شوید؛ اما احتمالا هنگامی متوجه کار این عصب می‌شود که فعالیت آن در نتیجه بیماری یا آسیب متوقف شده باشد، زیرا عصب واگ یکی از حیاتی‌ترین اعصابی است که نظم فعالیت بدن را حفظ می‌کند. بدون کارکرد عصب واگ، شما نمی‌توانید صحبت کنید، نفس بکشید، غذا بخورید و ضربان قلب‌تان بسیار نامنظم می‌شود.

عصب واگ مجموعه‌ای گسترده از پیام‌ها را از مغز به اندام‌های داخلی ارسال می‌کند و پیام‌های حسی را از این اندام‌ها دریافت می‌کند، و این پیام‌ها مسئول شماری از پاسخ‌های ناخودآگاه بدن هستند.

واگ کلمه‌‌ای لاتینی به معنای "سرگردان" است و این توصیف دقیقی از این عصب است که از پشت جمجمه خارج می شود و مسیری طولانی را در گردن، قفسه سینه، و شکم می‌پیماید و شاخه‌های متعددی به ریه‌ها، قلب، حنجره، معده، گوش‌ها می‌دهد. این عصب را عصب پنوموگاستریک هم می‌نامند، چرا که هم به معده و هم به ریه‌ها عصب‌دهی می‌کند.

عصب واگ اطلاعاتی دریافتی از دستگاه عصبی را به مغز می‌برد و و اطلاعات لازم در مورد اینکه بدن چه کار می‌کند را فراهم می‌‌آورد، و همچنین اطلاعاتی را مخابره می‌کند که گروهی از پاسخ‌های بازتابی (رفلکس‌های) عصبی را کنترل می‌‌کنند.

اطلاعات حسی از گوش خارجی و مجرای آن و از حلق و بخش بالایی حنجره به این عصب وارد می‌شوند. رشته‌های طویل‌تر آن به اندام‌های درون قفسه سینه و شکم می‌روند و اندام‌های مختلفی از ریه‌ها و قلب گرفته تا مجرای گوارشی از مری تا نیمی از روده بزرگ را عصب‌دهی می‌کنند.

پیام‌های دریافتی از این رشته‌‌های عصبی باعث ایجاد بازتاب‌های عصبی بسیاری می‌شوند که ایستگاه آنها در ساقه مغز است و به صورت پاسخ‌های دستگاه عصبی خودکار یا پاسخ‌های حرکتی ظاهر می‌شوند. برای مثال وجود مواد تحریک‌کننده در راه‌های هوایی باعث تحریک پایانه‌های رشته‌های حسی عصب واگ می‌شود و بازتاب سرفه را ایجاد می‌کند؛ اطلاعات دریافتی در مورد میزان هوای موجود در ریه‌ها می‌تواند الگوی تنفس را تغییر دهد؛ اتساع معده به ایجاد بازتاب عصبی می‌انجامد که دیواره آن را شل می‌کند.

مسیر عصب واگ

این عصب از ساقه مغز از ریشه‌هایی در بصل‌‌النخاع که بعد از ریشه‌های عصب نهم جمجمه‌ای هستند، منشا می‌گیرد. این ریشه‌های عصب دهم را تشکیل می کند و از سوراخ "ژوگولار" ازجمجمه خارج می‌شوند، بعد عصب واگ از وارد غلاف شریان کاروتید می‌شود و به سمت گردن، قفسه سینه و شکم پایین می‌‌آید و به اندام‌های داخلی مختلف عصب می‌دهد.

 این عصب علاوه بر اینکه به اندام‌های داخلی می‌دهد، اطلاعات حسی را از این اندام‌ها به دستگاه عصبی مرکزی مخابره می‌کند. 80 تا 90 درصد رشته‌های عصبی در عصب واگ اعصاب آوران هستند که وضعیت اندام‌های داخلی را به مغز اطلاع می‌دهند.

هر دو عصب واگ راست و چپ در غلاف کاروتید، در کنار شریان کاروتید نزول می‌کنند.
 عصب واگ راست شاخه‌ای به نام عصب راجعه‌ حنجره‌ای راست را ایجاد می‌کند که به دور شریان زیرترقوه‌ای (سابکلاوین) می‌پیچید و دوباره از گردن در میان نای و مری بالا می‌رود و به حنجره عصب‌دهی می‌کند. بعد عصب واگ راست به سمت جلو می‌آید و از عقب ورید اجوف فوقانی می‌گذرد و در پشت نایژه اصلی راست حرکت می کند و شبکه‌های عصبی به قلب، ریه و مری می‌دهد.

عصب واگ چپ در میان شریان کاروتید اصلی چپ و شریان زیرترقوه‌ای (سابکلاوین) چپ وارد قفسه سینه می شود، و از روی قوس شریان آئورت نزول می کند. این عصب یک شاخه راجعه حنجره‌ای چپ ایجاد می کند که با پیچیدن به دور قوس شریان آئورت به سمت نای و مری صعود می‌کند.

عصب واگ چپ به پس از دادن شاخه‌های عصبی به قلب، شبکه عصبی در ریه و مری ایجاد می‌کند و نهایتا با نام تنه قدامی واگ، از سوراخ مری در دیافراگم وارد شکم می‌شود.
عصب واگ رشته‌های پاراسمپاتیک حرکتی را برای همه این اندام‌های داخلی از گردن تا نیمی از روده بزرگ ( به جز غده‌های فوق‌کلیوی) فراهم می‌کند. عصب واگ همچنین به چند عضله اسکلتی هم عصب می‌دهد، از جمله عضلات حنجره.

به این معنا عصب واگ مسئول وظایف متعددی از تنظیم ضربان قلب، حرکات دستگاه گوارش، تعریق  دارد و همچنین در چند حرکت عضلانی در دهان، از جمله حرف زدن (از طریق عصب راجعه حنجره‌ای) و باز نگهداشتن  حنجره هنگام نفس کشیدن نقش دارد.

عصب واگ همچنین رشته‌های آورانی را به مجرای گوش خارجی و بخشی از پوشش مغز (مننژ) می‌دهد. برای همین است فردی که داخل گوشش را دستکاری می‌کند، مثلا برای تمیز کردن موم گوش با گوش‌ پاک کن ممکن است به سرفه بیفتد.

کار عصب واگ

رشته‌های عصبی حرکتی درون عصب واگ عمده‌ترین میزان بخش"پاراسمپاتیک" دستگاه عصبی خودکار" (بخش غیرارادی دستگاه عصبی) را تشکیل می‌دهند. بخش پاراسمپاتیک دستگاه عصبی خودکار در مقابل بخش سمپاتیک این دستگاه قرار می‌گیرد و اثرات این دو بخش متضاد هم است. برای مثال تحریک دستگاه عصبی پاراسمپاتیک ضربان قلب را کند و تحریک دستگاه عصبی سمپاتیک ضربان قلب را تند می‌کند.

تحریک عصب واگ ضربان قلب را کاهش می‌دهد و تحریک شدید آن ممکن است حتی باعث ایست قلب شود.

 برای اولین بار "اوتو لووی" در سال 1921 نشان داد که تحریک عصب واگ در یک قورباغه به آزادی ماده‌ای می‌انجامد که می‌تواند ضربان قلب قورباغه دیگری را که تنها از طریق انتقال مایعات با قورباغه اول ارتباط داشت، کاهش دهد. او این عامل ناشناس را "واگوستوف" نامید.

امروزه می‌دانیم که پایانه‌های عصب واگ در محل گره ضربان‌ساز قلب یک واسطه شیمیایی به نام "استیل کولین" آزاد می‌کنند که سرعت ضربان قلب را کاهش می‌دهد؛ این تنظیم سرعت ضربان قلب به طور مداوم صورت می گیرد، و تاثیر دستگاه عصبی سمپاتیک را متعادل می کند.

رشته‌های عصب واگ در ریه‌ها، عضلات صاف جدار مجاری هوایی را تحریک می‌کنند و باعث افزایش مقاومت در برابر جریان هوا می‌شوند (انقباض برونش‌ها). در اینجا هم دستگاه عصبی سمپاتیک در جهت مخالف باعث شل‌ شدن دیواره مجاری هوایی ( گشاد شدن برونش‌ها) می‌شود.

رشته‌های عصب واگ در دستگاه گوارش عضلات صاف جدار معده و روده را تحریک می‌کنند، اما در مورد دریچه حلقوی (اسفنکتر) خروجی معده، که باعث ماندن محتویات معده درون آن می‌شود، اثر مخالف دارد و آن را شل می‌کند.

رشته‌های عصب واگ همچنین ترشح اسید معده و آنزیم‌های گوارشی را که از معده و روده آزاد می‌شوند، همچنین خروج صفرا را از کیسه صفرا تحریک می‌کنند. عصب واگ ترشح هورمون‌های لوزالمعده که به ذخیره کردن مواد غذایی جذب‌شده کمک می‌کنند،‌ را نیز تحریک می‌کند.

 در مجموع این تاثیرات دستگاه گوارش را حین و پس از غذا خوردن به کار می‌اندازد،‌ که باز در جهت متضاد با اثر دستگاه عصبی سمپاتیک است که دستگاه گوارش را غیرفعال می‌کند.

عوارض تحریک شدید عصب واگ

فعال شدن عصب واگ به کاهش ضربان قلب، افت فشار خون و یا هر دوی اینها منجر می‌شود. این فعال شدن ممکن است در جریان بیماری‌هایی مانند یک التهاب ویروسی حاد دستگاه گوارش یا التهاب حاد کیسه صفرا، یا در پاسخ به تحریک‌های دیگر از جمله ماساژ سینوس کاروتید در گردن، مانور والسالوا (حبس کردن نفس و زور زدن)، یا درد به هر علتی مثلا کشیدن خون برای آزمایش رخ دهد. اگر فعال شدن عصب واگ به بیش از حد باشد، به خصوص اگر فرد دچار کم‌آبی بدن هم باشد، فرد غش می‌کند و به اصطلاح "سنکوپ وازوواگال" رخ می‌دهد.

 همچنین در مورد استرس عاطفی شدید، که دستگاه عصبی سمپاتیک به شدت فعال می‌شود، فعال شدن جبرانی دستگاه عصبی پاراسمپاتیک با افت ناگهانی فشار خون و سرعت ضربان قلب می‌تواند به غش‌کردن بینجامد.

این نوع غش‌کردن، سنکوپ وازوگال، کودکان کم‌سن و زنان را بیشتر مبتلا می کند و همچنین ممکن است باعث از دست رفتن کنترل ادرار در لحظات ترس شدید شود.

 تحریک انتخابی این عصب می‌تواند به عنوان یک شیوه درمانی به کار رود؛ برای مثال به نظر می‌رسد تحریک عصب واگ برای افراد مبتلا به افسردگی مفید باشد، و همچنین گاهی از تحریک این عصب برای درمان صرع استفاده می‌شود.

ارسال لوح فشرده زیستا 3

به نام خدا

لوح فشرده زیستا شماره 3 که  توسط دبیرخانه کشوری زیست شناسی تهیه شده است به ادارات ارسال گردید .از سر گروه یا کارشناس تکنولوژی وگروههای آموزشی متوسطه  بخواهید 

دومین بروشور گروه در سال 92-91(بکرزایی)

مجموعه بروشورهای علمی گروه زیست شناسی استان خراسان رضوی

شماره2- آبان ماه92

اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی

گروه تکنولوژی و گروهای آموزشی متوسطه

گروه زیست شناسی

www.zist.razaviedu.ir

بکرزایی

یکی از عجیب ترین و مهیج ترین تولید مثل ها در جانداران بکرزایی است كه توجه دانشمندان وعلاقه مندان به زيست شناسی را به خود جلب كرده است .

   اغلب جنين های جانوران ازطريق توليد مثل جنسی يعنی ازتركيب گامت های نر وماده و تشكيل زيگوت به وجود
می آيند.اما درموارد استثنایی،
دربرخی گونه ها   گامت های منفرد می توانند، افراد بالغ طبیعی به وجود آورند .به این پدیده بکرزایی (Parthenogenesis) می گویند.

 این پدیده درتعداد زیادی از بی مهرگان و مهره داران ديده
می شود
و به نظرمی رسد كه جانوران ازالگوهای مختلفی ودر شرايط متفاوتی از اين روش تكثيربهره می گيرند.

  دراين مقاله انواع پارتنوژنز با ارائه مثال هايی مورد بررسی قرار می گيرند.

پدیده پارتنوژنز درقرن 18 حدود سال 1740 توسط Charles Bonnet کشف شد.

 پارتنوژنز شامل دوبخش : Parthenos : باكره – دست نخورده    Genesis : به وجود آوردن - توليد كردن

بکرزایی نوعی تولید مثل است که در آن از گامت های منفرد (تخمک لقاح نیافته) یک فرد کامل به وجود می آید.

 فرزندان حاصل از پارتنوژنز را پارتنون ( پارتنوژن) می گويند.

پارتنوژنز درمهره داران و  بی مهر گان

بی مهر گان ( invertebrates) 

شته ها ، دافنی ها ، روتیفرها ، بعضی كنه ها ، كرم چوب ،
مورچه ها ، زنبورعسل ، برخی از گونه های عقرب ، حلزون و...

مهره داران ( vertebrates )

  سوسمارها، مارمولك ها، سمندرها ، گونه هایی ازماهی ها و...

  بکرزایی درکوسه ماهی هم مشاهده شده است.اما تصور
می رود این زاده ها نازا باشند یا قدرت بقا به لحاظ سازگاری زیستی نداشته باشند
.

  در پرندگان به ندرت اتفاق می افتد. به صورت آزمايشگاهی پارتنون هايی ازبوقلمون ومرغ خانگی و... به وجود
 آورده اند.  پارتنوژنز در پستانداران به طورطبيع
ی اتفاق
نم
ی افتد . بااستفاده ازمحرك های الكتريكی يا شيميايی
م
ی توان تخمك را به انجام تقسيمات سلولی وادار كرد.

  تاکنون القا بکرزایی در خرگوش وموش با موفقیت انجام شده است.

اگر پارتنون ها قادر به جفت گيری با نرهای گونه خود باشند، می توانند از طريق جنسی فرزندان نرمال و طبيعی به وجود آورند. در شرايط غير ازاين از طريق پارتنوژنز توليد مثل می كنند.

نكته1)  درحقيقت بکرزایی به عنوان نوعی سازگاری برای بقا در شرایط فشارهای محیطی مثل کاهش شدید تعداد افراد جمعیت ، كاهش طول روز و زمانی كه جاندارنتوانند جفت مناسبی پیدا کنند، رخ می دهد.

نكته2)   تكرر بكرزايی باعث كاهش تنوعات ژنتيكی در خزانه ژنی جمعيت می شود .

 همه افراد درمواجهه با شرايط ناگهانی محيطی به يك صورت واكنش نشان می دهند و احتمال نابودی نسل وجود دارد . به همين دليل گونه های بكرزا پس از چند نسل بكرزايی به توليد مثل جنسی برمی گردند ، تا تنوعات درون گونه را از طريق ميوز افزايش دهند.

اگردوکروموزوم مشابه جنسیت ماده را تعیین کنند، زاده های بکرزایی همگی ماده خواهند بود.مثل سیستم تعیین جنسیتXY ) )، اما اگردوکروموزوم مشابه جنس نررا تعیین کنند، زاده ها همگی نرخواهند بود. مثل سیستم تعیین جنسیت ZW))، چون فرایند وابسته به وراثت وجفت شدن بعدی فقط به یک کروموزوم جنسی منفرد مربوط است .

نکته ) بكرزايی در برخی گونه ها بخشی از مكانيسم تعيين جنسيت است.

مثـال :

−          درزنبورعسل (Apis mellifica) همیشه جنس نر از طریق بکرزایی و   جنس ماده از طریق جنسی به وجود می آید.

−          در كنه ها از تخمك های لقاح نیافته ماده ها به وجود می آیند.

  بكرزايی اختياری = ارادی

  دراین روش تلقیح تخمک به میل ماده انجام می شود و وقتی نرهای گونه در اطراف نباشند، ازاین روش استفاده می کنند .

  این نوع پارتنوژنزدرچندين گونه مثل زنبورعسل ، سوسک های حمام ، ملخ ها و جیرجیرک ها دیده می شود .

درزنبوعسل (Apis mellifica) ملكه جوان درفاصله سومين تا  بيستمين روزبعد ازاسكان يافتن دركندو ،ازآن خارج شده و به پروازعروسی می پردازد.هنگام پرواز با تعدادی ازنرها جفت گيری نموده واسپرم های دریافتی را درکیسه ای درون شکم ذخیره می كند. دستگاه تناسلی ملكه‌ زنبورشامل يك جفت تخمدان است كه هريك به اويداكتی متصل می‌شود.دو اويداكت با هم ايجاد اويداكت مشتركی را می‌نمايند   آن به واژن وصل می‌شود.مخزن منی نيزازطريق مجرائی به واژن مربوط می‌باشد. درمجرای مخزن منی يك ‌اسفنگتر قراردارد كه حيوان به طورارادی آن را باز و بسته می نمايد. با اين ساختمان قادربه لقاح وعدم لقاح تخمك‌ها می شود.

اگردرهنگام اوولاسیون اسفنگتر بازشود، اووسیت ها  هنگام عبورازاویداکت با اسپرماتوزوئید لقاح می يابند     و برحسب حجره ای كه تخم لقاح يافته درآن گذاشته می شود، ملکه یا کارگرهای ماده  ايجاد می شوند.

22 روزدرحجره های كوچــك كارگر

16روز درحجره های سلطنتی ملكـه

در صورتی كه در هنگام اوولاسیون اسفنگتربسته بماند ، اووسیت ها لقاح نمی يابند. اين اووسيت ها درحجره های بزرگترازكارگران گذاشته شده وبه طریقه بکرزائی رشد و نمو نموده و پس از 25 روز فرد نررا ایجاد می کنند ، بنابراین عدم لقاح تخمک دراین حشره ، منجر به بکرزائی نرزا می گردد.

ملكه تنها زنبور زايا دركندواست وقبل ازاينكه بميرد ، ملكه يا ملكه هايی را به وجود   می آورد . كارگرها قادربه جفت گيری و تخم گذاری نيستند، اما درزيرگونه        apis mellifera capensis زنبورهای كارگر پس ازمرگ ملكه كه جانشينی ندارد ، - ازطريق پارتنوژنز تخمک هاپلوئيد لقاح نيافته را به نر تبديل می كنند.

یا  با تركيب تخمك با جسم قطبی ، تخم ديپلوئيد و ماده به وجود آورد

   پارتنوژنزدرزنبورهای آلوده به باكتری های جنس Wolbachia نيز ديده می شود. همزیستی درون سیتوپلاسمی اين باکتری با تخمك باعث تغییردرروند تولید مثلی می شود به طوری كه تمام تخمک های ماده های آلوده به باكتری با همانندسازی كروموزوم های خود تخم ديپلوئيد می سازد و بدون اينكه لقاح يابند ، فرد ماده به وجود می آورند.

این باکتری علاوه برزنبوربه طورهمزیست دربسیاری ازنماتودها ، بندپایان ، دروزوفیلا وکرم های ریزوجود دارد كه درآن ها نيزباعث پارتنوژنز وايجاد فرد ماده می شود.

نكته) اگربا آنتی بيوتيك درمان كنيم پارتنوژنز متوقف
می شود.

بکرزایی دوره ای = اجباری = چرخه ای = هتروژنی

  درانواعی ازتخمک ها دیده می شود که اجبارا دارای رشد ونمو جنینی بدون لقاح اند .

  این نوع پارتنوژنز بیشتردر جانورانی دیده می شود که دارای تولید مثل جنسی و  بکرزایی به صورت متناوب
می باشند. (اين تناوب هتروگامی نامیده می شود)

پارتنوژنز دوره ای دربسیاری ازشته ها، مورچه‌ها، روتیفرها ، زنبورها ، كرم چوب به وفور مشاهده می‌ شود.همچنين بعضی ازمارمولک ها و توتیای دریائی و دافنی ها به علت شرایط  نا مناسب جهت تولید مثل جنسی ، ازاین روش استفاده
می کنند.

1- بكرزايی در شته ها

درطبيعت چرخه زندگی شته با تخم هايی كه تمام زمستان را به صورت دياپوزگذرانده اند، آغازمی شود.

دياپوز: پديده پيشرفته تری ازوقفه است كه با پيدا شدن
هورمون هايی دربدن، حشره دريك مرحله اززندگی فعاليت خود را متوقف می نمايد. دياپوزدرمراحل تخم ،لارو، شفيره و حشره كامل ممكن است به وقوع بپيوندد.

تخم ها دربهار تبديل به ماده های بنيانگذاريا Foundress می شوند. اين تخم ها تنها نسلی هستند كه از توليد مثل جنسی ايجاد می شوند. بقيه نسل ها در سيكل زندگی آفيد حاصل پارتنوژنزمی باشند. ماده های بنيانگذاردرفصل تابستان توليد چندين نسل ماده بالدارو بدون بال می كنند. درفصل پاييز با كاهش دما وكاهش طول مدت نور روزانه ، ماده های تابستانی با روش غيرجنسی ايجاد ماده هايی به نام Sexupara می كنند.از آن ها نرها و ماده هايی ايجاد می شود كه می توانند با روش جنسی
تخم ها
ی زمستانی را توليد كنند. 

منابع:

 

بکرزایی در جانوران نوشته وحید حنفی

تصاویر زیبا از مراحل رشد جنین

به نام خدا

برای دیدن تصاویر زیبا از مراحل رشد جنین اینجا را کلیک کنید

فعالیت های گروه در سال تحصیلی 92-91

موضوع: نقدوبررسی کتاب زیست شناسی وآزمایشگاه 1

با سلام و احترام

در راستای تغییرات کتاب های درسی وبا توجه به برنامه زمان بندی  ؛کتاب زیست شناسی وآزمایشگاه 1در سال تحصیلی آینده تغییرات کلی خواهد داشت بنابراین از همکاران علاقمند دعوت می شود نظرات ،پیشنهادات وانتقادات خود را به گروه استان ارسال نموده تا پس از بررسی به دفترتالیف ارسال گردد .

تذکر :

-          مطالب ارسالی در قالب لوح فشرده ارسال گردد

-          در صورت پیشنهاد تغییر منبع مطلب به صورت دقیق ذکرگردد

-          تصاویر پیشنهادی حتما ضمیمه گردد.

امید آنکه با همکاری دبیران محترم زیست شناسی این تغییرات به نحواحسن اعمال گردد.


موضوع: در خواست مطالب علمی همکاران زیست شناسی

با سلام و احترام

در راستای فعالیت های دبیرخانه زیست شناسی  از کلیه ی همکاران محترم دعوت می شود مطالب علمی و آموزشی خود رادر قالب لوح فشرده  به گروه زیست شناسی استان ارسال نموده تا جهت استفاده سایر همکاران به دبیرخانه کشوری درس زیست شناسی مستقر در اصفهان ارسال گردد


موضوع: برگزاری مسابقه ارزشیابی مبتنی بر ITویژه دبیران محترم زیست شناسی  

با سلام و احترام

در راستای برنامه عملیاتی گروه  زیست شناسی استان وتشویق همکاران جهت استفاده بیشتر از روش های نوین تدریس  ؛این گروه اقدام به برگزاری مسابقه ارزشیابی مبتنی بر IT نموده است .

موضوع مسابقه : کتاب زیست شناسی وآزمایشگاه  1 (از ابتدای کتاب تا پایان فصل 4گوارش مواد )

آخرین مهلت ارسال :اول اسفند ماه 91

تذکر :

-          مطالب ارسالی در قالب لوح فشرده ارسال گردد.

           - در طراحی از انواع سوالات وحیطه های مختلف

بارم بندي دروس زيست شناسي  سال تحصيلي 92-91

ارم بندي و ارزشيابي دروس زيست شناسي دورة متوسطه در سال تحصيلي 92-91

بارم بندي درس علوم زيستي وبهداشت سال اول دبيرستان كد1/212

 

 

فصل ها

پاياني نوبت اول

پاياني نوبت دوم

شهريور

1

2/5

0/5

1

2

2/5

0/75

1/5

3

3

0/75

1/5

4

5/5

2

3/5

5

4/5

1

2/5

6

-

6/5

4

7

-

4/5

2

فعاليت ها*

2

4

4

جمع

20

20

20

 

 

* از 4 نمره در نظر گرفته شده براي فعاليت ها درآزمون نوبت دوم و شهريور 1 تا 5/1 نمره سوال را از بخش اول كتاب طراحي نماييد .

بارم بندي درس زيست شناسي وآزمايشگاه (1)سال دوم دبيرستان رشته علوم تجربي كد 1/231


فصل

پاياني نوبت اول

پاياني نوبت دوم

شهريور

1

4

1

1/5

2

6

1/5

2/5

3

4

1

2

4

4

1/5

2

5

-

1/5

1/5

6

-

6

4

7

-

2

1

8

-

3/5

2/5

فعاليت ها

2

2

3

جمع

20

20

20

 

براي طراحي سوالات آزمون سال تحصيلي جاري، كتاب چاپ سال 1391 مبناي طراحي سوال كتاب‌هاي‌ فوق مي‌باشد.

 

بارم بندي درس زيست شناسي وآزمايشگاه (2)سال سوم متوسطه رشته علوم تجربي كد1/261

 

فصل

پاياني نوبت اول

پاياني نوبت دوم، شهريور،  بزرگسالان و دي ماه

1

3

1/5

2

3/5

1/5

3

2/5

1/5

4

3

1/5

5

2/5

1/5

6

3/5

2

7

-

1/5

8

-

2

9

-

2

10

-

1/5

11

-

1/5

فعاليت ها

2

2

جمع

20

20

 

-براي طراحي سوالات آزمون سال تحصيلي جاري، كتاب چاپ سال 1391مبناي طراحي سوال كتاب‌ فوق مي‌باشد.

بارم بندي درس زيست شناسي دوره پيش دانشگاهي رشته علوم تجربي كد 2/290

فصل

پاياني نوبت اول

پاياني نوبت دوم، شهريور، بزرگسالان و دي ماه

1

4/5

1/5

2

3/5

1

3

3

0/5

4

3/5

0/5

5

5/5

1/5

6

-

2/5

7

-

2/5

8

-

3

9

-

2/5

10

-

2/5

11

-

2

جمع

20

20

 

اولين بروشورگروه درسال تحصيلي 92-91(بينايي در حيوانات)

مجموعه بروشورهای علمی گروه زیست شناسی استان خراسان رضوی

شماره1- مهرماه91

اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی

گروه تکنولوژی و گروهای آموزشی متوسطه

گروه زیست شناسی

www.zist.razaviedu.ir

بینایی در حیوانات

حساسیت به نور در بین جانوران به طور گسترده ای وجود دارد و حتی بسیاری از جانوران تک سلولی نیز نسبت به نور حساس هستند. جانوران پر سلولی معمولا حس تشخیص نوررا در نقاطی موسوم به لکه های چشمی (Eye spots) متمرکز و محدود نموده اند و چنانچه روی این لکه های چشمی را از یک طرف بپوشانیم این جانوران نسبت به جهت نور نیز حساس می گردند. جانوران عالی تر ساختمان های پیچیده تری دارند که به نور حساس می باشند و این ساختمان ها در نهایت به
چشم های تصویر ساز بسیار خوبی ختم می شوند.
در پنج شاخه از جانوران چشم های تصویر ساز کاملا پیشرفته ای یافت می شود: مرجانیان، کرم های حلقوی ، نرم تنان ، بندپایان و مهره داران. طرح و چگونگی رشد چشم ها در گروه های مزبور با یکدیگر تفاوت دارد و باید فرض نمود که چشمها در این جانوران مستقل از یکدیگر توسعه یافته اند.

آنچه انسان به صورت نور مشاهده می کند، طول موج بسیار محدودی ، بین ۳۸۰ تا ۷۶۰ نانومتر ، از طیف وسیع اشعه
 الکترو مغناطیسی است که از اشعه بسیار کوتاه تا امواج بلند رادیویی را در بر می گیرد .حساسیت بینایی اکثر جانوران دیگر در همان حدود طول موج مرئی برای انسان یا بسیار نزدیک به آن می باشد. حقیقت جالب توجه این است که نه تنها جانوران ، بلکه گیاهان نیز تحت تاثیر همین طول موج نسبت به نور واکنش نشان می دهند. این امر شامل گیاهانی است که از طریق فتوسنتز و فتوتروپیسم رشد می کنند. همان طور که ذکر شد ، طول موج مزبور در بالا برای جانوران به طور کامل یکسان نیست . برای مثال بینایی حشرات از نزدیکی اشعه فرا بنفش تا نزدیک به طول موجهای کمی کوتاه تر از نور مرئی برای چشم مهره داران گسترش یافته است. این مطلب از توانایی زنبور عسل در تشخیص هر رنگ طبیعی بین ۳۱۳ و۶۵۰ نانومتر از نور سفید آشکار گردید
.

این توانایی به شدت نور بستگی ندارد بلکه مربوط به اختلاف طول موج ها می باشد؛ یعنی بینایی رنگ. شبکیه چشم پستانداران نسبت به نور فرابنفش حساس است ، اما این طول موج اصولاَ به علت زردی جزئی عدسی چشم که به صورت یک صافی عمل می کند ، به شبکیه نمی رسد. افرادی که عدسی آنها به علت آب مروارید (Cataract ) برداشته شده است ، می توانند نور نزدیک به
فرا بنفش را که پیش از این برای آنها قابل رویت نبود احساس کنند. همه حیوانات نمی توانند مانند انسان ببینند، خیلی از حیوانات دنیا را در هاله ای از رنگ خاکستری یا بسیار کمرنگ
می بینند اما بعضی از آنها می توانند در تاریکی مطلق ببینند و بعضی دیگر رنگ هایی که در دامنه دید انسان نیستند را نیز تشخیص می دهند، رنگ هایی که هیچ وقت انسان ندیده است، حتی تعدادی چشم هایی دارند که به آنها در شکار موجودات از صدها متر فاصله کمک می کند.

در این مقاله نوع دید چند گونه از حیوانات مورد مطالعه قرار گرفته است اما قبل از آن لازم است نگاهی اجمالی به تکامل چشم در جانداران داشته باشیم. نخستین و ساده ترین نوع چشم که به آن Pigment spot می گویند از چند رشته عصبی تشکیل شده که فقط به نور مرئی پاسخ می دهد و حالت کامل یافته تر آن Pigment pit است که علاوه بر تشخیص نور به خاطر وجود حفره چشمی می تواند سمت آن را تشخیص دهد. در مسیر تکامل به حالت Pin honeeye و سپس Lens eye و در نهایت چشم پیچیده انسان Complex eye می رسیم.

● دید حشرات

بسیاری از حشرات چشم مرکب Lens eye دارند که از صدها یا هزاران لنز کوچک تشکیل شده که به شکل کندوی عسل در کنار هم قرار گرفته اند. برخلاف تصور عوام که حشرات در یک زمان، صدها کپی از یک تصویر را نمی بینند بلکه هر لنز قسمت کوچکی از تصویر کلی را می گیرد و الگو و شکلی شبیه موزاییک درست می کند، یک چشم مرکب ( Praying Mantise ) می تواند از ده تا سی هزار قسمت تشکیل شده باشد که بسته به نوع حشره متفاوت است. برای مثال چشم ( dragon Fly ) سنجاقک و manthis بیشترین تعداد قسمت ها (بالای سی هزار تا) را دارد. آنها دید موزاییکی دارند و آنچه را که ما به وضوح می بینیم
آن ها به صورت شطرنجی می بینند.

زنبورها هم از چشم مرکب استفاده می کنند اما آنها توانایی تشخیص رنگ قرمز را ندارند. دنیای زنبورها بیشتر از رنگ های زرد، سبز و آبی تشکیل شده است. گلی که ما به رنگ قرمز
می بینیم آنها به رنگ آبی می بینند، همچنین زنبورها می توانند دامنه فرابنفش را ببینند با بسامد بیشتر از نور مرئی و طول موج کمتر (امواج الکترومغناطیس از رادیویی تا گاما قرار دارند که نور مرئی در میانه آن قرار دارد، فرابنفش بالاتر و فرو سرخ کمتر). میگو و خرچنگ کمترین تکامل دید را دارند. آنها نیز از چشم مرکب
Compound eye مانند حشرات استفاده می کنند با این تفاوت که جزئیات کمتری می بینند. خوشبختانه میگوها و خرچنگ ها در گرفتن سیگنال ها از حرکت های ناگهانی بسیار قوی هستند و این یک راه دفاعی بسیار خوب برای آنها به شمار می رود.

● دید پرندگان

پرندگانی که در روز پرواز می کنند گستره رنگی وسیع تری نسبت به انسان دارند که شامل نور فرابنفش نیز می شود و باید گفت که ما انسان ها هیچ وقت نمی توانیم این طیف رنگ ها را ببینیم. به خاطر همین است که ارزیابی دید این پرندگان و تقلید از آنها بسیار مشکل است. پرندگان شکاری مانند عقاب، کرکس، شاهین و قرقی به خاطر داشتن دید و چشمی تیزبین که آنها را قادر به دیدن شکار از فاصله چند صد متری می کند که حتی می توانند یک نقطه را بزرگ تر از محل های دیگر و دقیق تر ببینند،
شناخته شده هستند
.

● دید مارها

مارها از چشمان عادی خود در طول روز استفاده می کنند اما در شب از جفت دیگر چشمانشان که در زیر چشم اصلی آنها قرار دارد و Pitorgan گفته می شود بهره می برند. این چشمان فرعی
می توانند سیگنال هایی را از اجسام گرم پیرامون خود بگیرند. مکانیسم عمل اینها به صورت دریافت
infrared Heat است که با توجه به این امواج حتی می توانند جهت قرارگیری جسم را تعیین کنند. در طول روز دید مارها وابستگی زیادی به حرکت دارد و در واقع اگر شکار آنها کاملاً بی حرکت باشد آنها
 نمی توانند آن را ببینند و از آن صرفنظرمی کنند.

● دید تک سمیان

اسب ها و حیوانات مشابه آن مانند گورخر و الاغ دارای چشمانی هستند که در برجسته کردن محیط دوطرف سر به آنها کمک
می کند، این امتیاز آنها را قادر می سازد تا در مواقع لزوم از دست شکارچیان فرار کنند. ایراد دید آنها این است که آنها دید دو چشمی ندارند(
Binocular vision ). اسب ها همیشه دو تصویر می بینند ولی نمی توانند این تصاویر را به یکدیگر وصل کنند، با وجود اینکه دید محیطی و دید شبی اسب ها نسبت به انسان بهتر است ولی تشخیص رنگ آنها ضعیف است، آنها
می توانند رنگ سبز و آبی را تشخیص دهند اما بیشتر دید آنها از طیف هایی از خاکستری تشکیل شده است.

● دید سگ و گربه

به طور کلی پذیرفته شده است که سگ ها و گربه ها کوررنگ هستند. آنها فقط سایه کمرنگی از رنگ ها را می بینند و بعضی از آنها دیدی مشابه انسان های کور رنگ دارند که با آنها قابل مقایسه است. انسان های کوررنگ غالباً قادر به تشخیص رنگ قرمز و سبز نیستند. همچنین سگ ها و گربه ها نیز دید محیطی و شبانه بهتری نسبت به ما دارند با چشمانی که بسیار حساس به حرکت است. این ویژگی به آنها کمک می کند تا برای بقای خود هر چه بهتر شکار کنند.

● دید کوسه ها

با وجود اینکه دید کوسه ها بسیار شبیه ماست یعنی هر دو شامل شبکیه، لنز، عنبیه، قرنیه و مردمک هستند ولی توانایی دید ما اندکی متفاوت است زیرا کوسه ها سلول های مخروطی شبکیه را ندارند در نتیجه قادر به تشخیص رنگ ها نیستند. به علاوه چشمان کوسه ها طوری طراحی شده که قادر به دریافت حداکثر نور تا حد ممکن هستند تا بتوانند اعماق آب های تیره را ببینند، با وجود اینکه آنها می توانند در این نور اجسام تا فاصله ۱۸ متری را هم ببینند ولی هنوز هم دید آنها به تیزی دید ما نیست. در پایان قابل ذکر است غالب حیوانات قادر به دیدن تصاویر سه بعدی نیستند زیرا بیشتر آنها چشمانشان در دو طرف سرشان قرار گرفته است. در این میان استثناهایی هم وجود دارد که می توان به دید سه بعدی در میمون ها (بهترین دید سه بعدی در حیوانات) شیر، جغد

(در بین پرندگان) و ماهی اشاره کرد.

اولین مجمع عمومی دبیران زیست شناسی خراسان رضوی در سال تحصیلی 92-91 :

اولین مجمع عمومی دبیران زیست شناسی خراسان رضوی در سال تحصیلی 92-91 :

به اطلاع همکاران محترم زیست شناسی استان می رسانیم که اولین  مجمع عمومي انجمن علمی معلمان زیست شناسی خراسان رضوی در سال تحصیلی 92-91 به شرح زیر برگزار می گردد .

منتظر حضور فعال همکاران محترم در این گردهمایی می باشیم.

موضوع جلسه:۱. ارائه ی گزارش عملکردانجمن در سال تحصیلی ۹۱-۹۰ 

۲.  کارگاه آموزشی پارتنوژنزو ارائه ی نکاتی در باره ی عملکرد لیپوپروتئین های حامل کلسترول (LDLو    HDL)

زمان جلسه: چهار شنبه  ۳ آبان ۱۳۹۱ - ساعت ۱۸

مکان جلسه:خیابان احمد آباد- سالن پژوهشكده ي تعلیم و تربیت عباس زادگان

تب خونريزي دهنده كريمه - كنگو

مقدمه :

تب خونریزی دهنده ویروسی کریمه کنگو (CCHF ) یک بیماری تب دار حاد است که توسط کنه منتقل می شود و در آفریقا ، آسیا و شرق اروپا وجود دارد . گرچه بیماری مخصوص حیوانات است ولی موارد تک گیر و طغیانهای محدود ناگهانی این بیماری در انسان نیز مشاهده می شود . ابتدا این بیماری در سال 1944 در شبه جزیره کریمه توسط دانشمندان روسی شناسایی شد و تب هموراژیک کریمه نام گرفت . در سال 1969 معلوم شد عامل تب خونریزی دهنده کریمه مشابه عامل بیماری است که در جریان اپیدمی 1956 در کنگو پیدا شد و ترکیب نام این دو منطقه وجه تسمیه این بیماری قرار گرفت . CCHF در انسان به صورت یک بیماری شدید با مرگ و میر بالا بروز می کند. جالب توجه اینکه بیماری در حدود سال 1110 میلادی توسط جرجانی پزشک و دانشمند عالیقدر ایرانی در کتاب  گنجینه خوارزمشاه به تفصیل توضیح داده شده است. (بقيه مطلب را در ادامه بخوانيد)

پراکندگی بیماری

از سال 1944 میلادی تا کنون مواردی از آن در کشور هایی از قاره آفریقا ، اروپای شرقی ، جمهوریهای تازه استقلال یافته شوروی سابق ، هندوستان ، ترکیه ، عراق ، پاکستان و افغانستان گزارش شده است . در سالهای اخیر همه گیرهای متعدد محدودی از دو کشور پاکستان و افغانستان گزارش می شود که نشانگر آلودگی بیشتر دامی و انسانی در این مناطق می باشد.

ایران برای اولین بار از سال 1970 میلادی حضور CCHF در ایران با وجود انتی بادی در سرم 45 گوسفند که از تهران به مسکو فرستاده شده بود مشخص گردید. در مطالعات مختلف حدود13% از سرم انسانی 38% از سرم گوسفندان ، 36%بزها ، 18% از سرم گاوها و 3% از نمونه سرم جوندگان دارای انتی بادی علیه این بیماری بوده است که نشانگر حضور بیماری از مدتها قبل در ایران می باشد. در شهریور سال 1378 به دنبال ابتلای یک زوج پزشک در شهر کرد-استان چهارمحال بختیاری که به طریق نازوکومیال مبتلا شده بودند و متأسفانه منجر به مرگ همکار خانم گردید ، استانهای مختلف کشور گزارش شد در جدول شماره 1 و نمودارهای شماره 1 و 2 خلاصه ای از اطلاعات مربوط به موارد محتمل و قطعی سال 1380 آمده است . نتایج بررسی سرولوژیک دامی در سال 1380 نیز در جدول شماره 2 قابل ملاحظه می باشد.

 

عامل بیماری

ویروس CCHF  از گروه آربو ویروس ها ( ویروس منتقله توسط بند پایان ) و خانواده  Bvnyaviridae جنس Nairo virus می باشد.اصطلاح آربو ویروسها برای ویروسهایی که به طریقه بیولوژیک توسط بند پای خود و بعد از طی دوره کمون خارجی ( مدت زمانی که لازم است تا بند پا به مرحله آلوده کنندگی برسد ) قادر به انتقال به میزبانهای مستعد دیگر خواهد بود . ویروس نسبت به حرارت ، محیط اسیدی و همچنین کلر حساس می باشد و به راحتی از بین می رود.

 
راه انتقال بیماری

الف : توسط کنه مهمترین ناقل و مخزن ویروس CCHF  کنه سخت گونه HYALOMMA می باشد که با توجه به انتقال  از طریق  تخم کنه Transovarial Transmition موجب دوام و بقایویروس در جامعه می شود یعنی کنه آلوده بدنیا می آورد یکبار آلودگی کنه موجب می شود در تمام مراحل تکامل آلوده بماند و بتواند آلودگی را به مهره داران بزرگ مثل دامها منتقل نماید به دلیل انتقال عمودی و افقی در کنه ها ، ویروس می تواند تا دو سال در جمعیت کنه ها باقی بماند بدون آنکه از میزبان آلوده ای خونخواری کند . در مناطق وسیعی از کشور ما در محیطهای دامی عموماً این کنه مشاهده می شود. عفونت در انسان پس از گزش توسط کنه آلوده یا له کردن آن روی پوست ایجاد می شود . ویروس CCHF ممکن است طیف وسیعی از حیوانات اهلی و وحشی را آلوده نماید . آنتی بادی ویروس از سرم گاو،گوسفند،بز ،سگ،گورخر،گاو کوهی،بوفالو، کرگدن ،زرافه ،خرگوش ،جوجه تیغی ، و حتی شتر مرغ آمده است.

لکن اکثر دیگر پرندگان نسبت به عفونت مقاوم هستند . بیماری در حیوانات اهلی علائم چندان واضحی ندارد و با یک بیماری تب دار چند روزه تمام می شود . در فرم شدید ممکن است موجب سقط در گاو شود . ویروس در حیوانات نشخوار کننده اهلی مثل گاو، گوسفند ، و بز به مدت یک هفته پس از آلودگی و عفونت باقی می ماند.

ب: تماس با خون ، ترشحات و بافت آلودگی دامی

اگر در دوره ویرمی دام ذبح شود یا در جریان مواردی مانند وضع حمل دام تماس با خون ، ترشحات یا بافت آلوده پیدا شود ، می تواند موجب انتقال ویروس به انسان شود البته پس از مدت کوتاهی ( چند ساعت ) پس از ذبح به خاطر اسیدوز ویروس از بین می رود و بیشترین خطر هنگام تماس با خون و گوشت تازه دامی مطرح است . در کشور ما شایعترین راه انتقال ذبح دام های آلوده و تماس با لاشه دام ، خون و احشاء پس از ذبح بوده است.

ج : انتقال انسان به انسان ( عفونت بیمارستانی )

تماس با خون و بافت بیماران به ویژه در مرحله خونریزی یا انجام هرگنه اقدامی که منجر به تماس انسان با خون آنها شود ، باعث انتقال بیماری می شود. بیمار در طی مدتی که در بیمارستان بستری است ف به شدت برای دیگران آلوده کننده است و همه گیریهای کوچک فراوانی به دنبال عفونتهای بیمارستانی در مراقبت از مبتلایان مشاهده شده است .

ادامه نوشته

هفتمين بروشور گروه زيست استان منتشر شد.(گياهان حشره خوار)

آدرس سايت آزمون اينترنتي آزمايشگاه زيست ويژه دبيران زيست شناسي

به نام خدا

همكاران محترم متقاضي شركت در آزمون اينترنتي آزمايشگاه لطفا اينجارا كليك كنيد

تبريك روز معلم

فرارسيدن روز معلم رابه تمامي همكاران عزيز تبريك وتهنيت عرض مي نمايم

پايان زمان پاسخگويي به مسابقه اينترنتي آزمايشگاه زيست شناسي

به نام خدا
زمان پاسخگويي به سوالات مسابقه اينترنتي آزمايشگاه زيست شناسي به پايان رسيده است.نتايج به زودي اعلام مي گردد .گروه زيست شناسي از تمامي دانش آموزان شركت كننده كمال تشكررادارد.

آزمون آزمايشگاه زيست شناسي ويژه دانش آموزان رشته تجربي

به نام خدا

دانش آموزان علاقه مند به شركت در آزمون اينترنتي آزمايشگاه به آدرس http://gtm.razaviedu.ir مراجعه نمايند .سايت از ساعت 9 صبح روز 15 اسفند فعال مي شود

پنجمين بروشور گروه

سرگذشت رنگ پوست

 

    از سالها پیش، این نظریه مورد قبول همگان بود که پوست تیره برای حفاظت در برابر سرطان پوست به وجود آمده است . اما کشفیات تازه به شکل گیری چارچوب تازه ای برای درک اساس تکاملی تنوع در رنگ پو ست انجامیده است:

((پوست انسان برای پیشگیری از تخریب نوعی ویتامین B (فولات) تیره تر و برای تقویت تولید ویتامین D ،  روشن تر شده است.))

 این تغییرات که فرآورده انتخاب طبیعی هستند، اثرات عمیقی بر موفقیت تولید مثلی انسان داشته اند.

تکامل رنگیزه دار شدن پوست با گرایش به بی مویی در انسان ارتباط دارد. نیاکان ما پوست پر مو یی مانند پوست شامپانزه ها داشتند. پوست شامپانزه ها رنگ روشنی دارد و در بیشتر بخش های بدن با مو پوشیده می شود. در جانوران جوان، پوست صورت، دستها و پاها صورتی رنگ است و تنها زمانی که با افزایش سن جانور، در معرض نور خورشید قرار میگیرد، کک و مک دار یا تیره می شوند. انسانهای اولیه نیز پوست روشن و پوشیده از مو داشتند.

   بین 5/4 میلیون تا ۲ میلیون سال قبل، انسانها از جنگل های بارانی به سوی ساوانهای شرق آفریقا حرکت کردند. در این نواحی آنان نه تنها باید با شدت تابش نور خورشید کنار می آمدند بلکه باید شدیدتر کار میکردند تا به اندازه کافی غذا به دست آورند. از این رو، آنان باید به نحوی مشکل خنک نگهداشتن بدن و افزایش بیش از اندازه دمای مغز را حل می کردند.

  دو محقق از دانشگاه لیورپول انگلستان به نامهای «پیتر هیلر» و «جان موریس» نشان داده اند که این مشکل با افزایش تعداد
غده های عرق روی سطح پوست و در نتیجه کاهش میزان موهای پوشاننده پوست، حل شده است. به عبارت دیگر، طی تکامل
غده
های عرق جای فولیکولهای مو را گرفتند.

   اما با کاهش میزان موهای پوست، انسان با مشکل دیگری رو به رو شد. پوست بی مو به نور خورشید، به خصوص پرتوهای فرابنفش ( UV )، حساستر است. وقتی انسان تقریباً بی مو شد، توان تولید ملانین را به دست آورد. ملانین مهم ترین تعیین کننده رنگ پوست و در عین حال ضد آفتاب طبیعت است.

    ملانین مولکول درشتی است که از یک طرف پرتوهای فرابنفش را جذب می کند ، ( حفاظت فیزیکی) و از طرف دیگر مواد شیمیایی مضری را خنثی می کند که رادیکال آزاد نامیده می شوند و پس از آسیب رساندن پرتوهای فرابنفش به پوست شکل
می گیرند (حفاظت شیمیایی).

   زیست شناسان به طور معمول غلظت بالای ملانین را در ساکنان نواحی گرمسیر با نقش حفاظتی آن در برابر سرطان، پوست مرتبط می دانند. برای مثال، «جیمزکلور» از دانشگاه کالیفرنیا نشان داده است، در افراد مبتلا به بیماری زرودرما پیگمنتوسام که ملانسویستها ( سلولهای تولید کننده ملانین) در اثر قرار گرفتن در معرض نور خورشید، تخریب میشوند، میزان شیوع نوعی سرطان پوست که به آسانی درمان میشود، بالاست.

    سرطانهای بدخیم پوست اغلب کشنده اند، اما میزان شیوع آنها بسیار پایین است. از طرف دیگر ، سرطان به طور معمول در سنین بالا خود را نشان میدهد و در آن زمان فرد تولید مثل کرده است. بنابراین، سرطان نمیتوانسته است فشار تکاملی کافی را برای گزینش طبیعی انسانهای تیره پوست در مناطق نزدیک به استوا، فراهم سازد.

  در سال ۱۹۷۸ «ریچارد براندا» و «جان ایتون» نشان دادند در خون افراد روشن پوستی که در معرض نور خورشید قرار گرفته بودند، میزان یکی از ویتامین های ضروری به نام فولات بسیار پایین است. کمبود فولات در زنان باردار با افزایش خطر نقائص عصبی در جنین همراه است. کودکان بعضی از مادرانی که حین بارداری به کارگاههای برنزه سازی پوست مراجعه کرده بودند، با نقائص دستگاه عصبی به دنیا آمدند. چون فولات برای ساختن DNA در سلولهای در حال تقسیم نیز ضروری است و سرعت تکثیر سلولی در سلولهای تولید کننده اسپرم بالاست، کمبود فولات در مردان نیز میتواند مشکل آفرین باشد. موشهای نری که فولات دریافت نکرده بودند، به ناباروری دچار شدند.

  براساس این مطالعات پیشنهاد کرديم پوست تیره برای حفاظت ذخایر فولات بدن به وجود آمده است

   اولین اعضای گونه Homo sapiens یا انسانهای پیشرفته، بین ۱۲۰ هزار تا ۱۰۰ هزار سال پیش در آفریقا ظاهر شدند و پوست تیرهای داشتند که با میزان تابش نور خورشید در استوا سازگار بود. با شروع مهاجرت انسانهای پیشرفته با مناطقی که طی سال پرتو فرابنفش کمتری دریافت میکردند، مشکل تازهای پیش آمد. برای تولید ویتامین D در پوست، پرتو فرابنفش کافی لازم است. مردمان تیره پوستی که در مناطق گرمسیری زندگی میکردند ، به اندازه کافی ویتامین D تولید میکردند اما تیرهپوستان مناطق غیر استوایی با کمبود این ویتامین روبه رو بودند. بنابراین، انتخاب طبیعی افرادی را در این مناطق برگزید که پوست روشنتری داشتند. زیرا پوست روشن پرتوهای فرابنفش را بهتر جذب میکند. بنابراین، ما معتقدیم چون ویتامین D علاوه بر نقش مهمی که در استخوانسازی ایفا می کند، در موفقیت تولید مثل نیز بسیار موثر است، مردمانی که دو ر از استوا زندگی میکنند، پوست روشنتری پیدا کردند تا نور خورشید را به خوبی جذب کنند و طی ماههای زمستان طولانی این مناطق، به مقدار کافی ویتامین D تولید کنند.

    مردمانی نیز هستند که رنگ پوست آنان با الگوی پیشنهادی ما مطابقت ندارد اما شاهد خوبی بر ادعای ما هستند. قوم «اینوئیت» که در آلاسکا و شمال کانادا زندگی میکنند، ( مناطقی که پرتو کمتری دریافت میکنند) پوست تیرهای دارند. دو عامل ممکن است در این ناهماهنگی بین رنگ پوست و میزان پرتوی فرابنفش که به این نواحی میرسد، دخالت داشته باشد. شاید این مردمان به تازگی ( حدود ۵ هزار سال پیش) از مناطق استوایی به این مکانها
مهاجرت کردهاند و هنوز فشارهای تکاملی روی آنان به طور کامل اثر نگذاشتهاند یا شاید رژیم غذایی غنی از ویتامین
D ، نیاز به پوست روشن را در آنان برطرف کرده است ؛ زیرا مصرف ماهی در این مناطق رواج زیادی دارد.

   امیدوارم این تحقیق مردم را از اهمیت ویتامین D و فولات در رژیم غذایی آگاه سازد. برای مثال ، از مدتها پیش می دانستیم مردمان تیره پوستی که به مناطق با آب و هوای ابری مهاجرت
 می کنند، عوارض کمبود ویتامین
D را نشان می دهند. بنابراین، آنان بايد مقدار ویتامین D را در رژیم غذایی خود افزایش دهند. تنها در آمریکا سالانه حدود ۲۵۰۰ کودک با نقائص دستگاه عصبی به دنیا می آیند. نیمی از این نقائص، از کمبود فولات در مادران این کودکان ناشی می شود. از این رو، سازمان نظارت بر مواد غذایی و دارویی ( FDA ) روزانه ۴۰۰ میکروگرم فولات برای زنان باردار تجویز کرده است. از طرف دیگر، مطالعات ما نشان می دهد که تکامل نژاد به همان اندازه که سیاست های نژادی پیچیده اند، ساده است. امیدواریم ، تلاش در این زمینه، اثرات مثبتی بر سیاست، طرز تفکر افراد و ارتباطات انسانی داشته باشد. 

 

منابع:

 Scientific American